قالیچه سلیمون
 
خبر رسانی
 
 
جمعه 8 شهريور 1392برچسب:, :: 12:7 ::  نويسنده : مهران

بچّه که بوديم همه چي صفا داشت.

شيطوني ام نشوني از خدا داشت.

روزا تو کوچه بازي کارمون بود.

رفيقمون، دار و ندارمون بود.

يادم مياد گاهي واسه يه تيله،

دعوا مي شد بين دو تا قبيله.

با هم سرِ يه گردو جنگ مي کرديم.

عرصه رو بر بزرگا تنگ مي کرديم.

واسه يه نون قندي يا يه کلوچه،

قشقرقي به پا مي شد تو کوچه.

حرفاي مفت بار هم مي کرديم.

مشت و لگد نثار هم مي کرديم.

امّا هنوز غروب نکرده خورشيد،

باز چش تو به چشم من مي خنديد.

بازم رفاقت قديمو داشتيم.

سربه سر همديگه مي گذاشتيم.



نظرات شما عزیزان:

رامتین
ساعت10:24---11 شهريور 1392
این شعر قشنگ از کیه؟
پاسخ:رامتین جان این شعر از شاعر خوزستانی و اهل دل به نام قدمعلی سرامی است


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان خبر رسانی و آدرس bazm.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 2
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 5
بازدید کل : 3644
تعداد مطالب : 18
تعداد نظرات : 5
تعداد آنلاین : 1